[sc:Block_Title]

[sc:Block_Description]

ورود اعضا

نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور

درباره ما

دسته بندی

آرشيو مطالب

آمار وبلاگ

» آنلاین : 1
» بازدید امروز : 45
» بازدید دیروز : 113
» بازدید هفته گذشته : 541
» بازدید ماه گذشته : 2804
» بازدید سال گذشته : 31328
» کل بازدید : 52377
» کل مطالب : 342
» نظرات : 0
» رنک گوگل :

[sc:Block_Title]

[sc:Block_Description]

 

 

با هزار تومن چیکار میشه کرد؟نزار تو ماه رمضون امید مادری نا امید شه.

شک نکن  همین الان کمک کن

 

 


 


آدرس جدید سایت ما

 

                                                   

www.itisgoogle.com

 

با مدیریت مستقیم فرید باقری

 

7

درباره : علائم و نشانه های دفینه,سنگ نگاره ها,علائم و نماد های (آیینی و مذهبی),تومولوس ها(مقبره ها),غارها و تونل ها, بازدید: 237


 

 

 

 

 

انواع و اقسام قبرها و تدفین مردگان


از بهترین جای آن شروعمیکنیم که گورستان گبریان است.

خیلی از مردم عقیده دارندکه قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.

گبر یعنی غیر مسلمان و بهکسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.

حال میخواهیم ببینیم کهقبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورتبوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورتمستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمرهمیگذاشتند.

در تمام قبرهای گبریحداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی وتشنگی عذاب نکشد.

در بسیاری از قبرهای گبریلوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودنمرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر بههمراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یااموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.

نوع دیگر قبرها قبرپیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نهاموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازهو اموال آن در آنجا هست.

قبرهایی نیز وجود دارد کهبه صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودندآنها را باید ایستاده به خاک سپرد.

بسیاری از خلاف کاران رانیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردندکه خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.

بعضی از قبرها به صورتکشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.

یک نوع قبر هم داریم کهبه آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.

جنازه قبرهای خمره ایهمیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند ودفن میکردند.

وقتی در جنگها جنگجویانمیمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان درچهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانیشکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شدهبودند.

 

آموزش حفاری صحیح

روش حفاری صحیح قبرها

در گذشته ما گورستانهایدسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعونمیآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیارمهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشندو بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتواننداستخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.

همیشه وقتی میخواهید قبریرا باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.

جنازه هایی که در غارها وذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانهامیباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.

هر قبرستان و هر کوریدارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.

در هر قبرستان تعدادی قبرسلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و ازروی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.

اکثر گورستانها در سینهکشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشدکه نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموالمیباشند.

در ایران قبرهای یهودینیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبرفهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).

و مطلب آخر در موردکسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یکجنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که در طابوت طلا یا نقرهیا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کماینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن راآنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانندگزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجوددارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پساگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

 

آیین تدفین در فلات مرکزی ایران

 

تقریباً در تمام قبرهاپاهای مردگان خم و یکی از دستها به طرف دهان آورده شده، از این رو معلوم می‌شودعقیدهٔ این مردم چنین بوده که انسان پس از مرگ از بین نرفته وهمچنین قرار دادن ظروف، اغذیه و جواهرات اشاره‌ای به زندگی ماوراء زمینی باشد . درطبقه اول تپه حصار، مردگان را به سمت مشرق، جایی که خورشید طلوع می‌کند، دفن می‌کردند. این نشانگر این است که خورشید و آفتاب مورد توجه آنان بودده است . اما صورتمردگان به یک طرف نبوده، به نظر می‌آید که در هر زمانی از روز که می خواستند مردهرا دفن کنند، بدنش را به سمت مصرق و صورتش را به سمت جایی که افتاب در آن لحظهآنجا بوده است، قرار می‌دادند . به طور کلی مردگان را به سه شکل دفن می‌کردند:

1. دفن مردگان به پهلویچپ : این روش تدفین که تقریباً نیمی از تدفین را در فلات مرکزی به خود اختصاصداده است، شامل سه حالت « خم شده » ، « جمع شده » و « چمباتمه » است . در حالت «خم شده »، تنها دستان مرده ( گاهی یک دست ) را به طرف دهان و سر او قرار داده و اورا دفن می‌کنند . در نوع دیگر یعنی در حالت « جمع شده »،همچنان که دستان به طرف دهان و سر جمع شده اند، زانوهایشان هم کمی خم شده اند .اما در حالت « چمباتمه » که به « جمع شده کامل » و « تدفین جنینی » هم معروف است، دستها و پاها کاملاً جمع شده اند، درست همانند جنینی در رحممادر ( دربارهٔ علت آن در گذشته بحث شد )، به همین دلیل هم به تدفین جنینی معروفگشته است . باید دقت داشت که این نوع تدفین تنها در قبور خمره‌ای رسم نیست و گاهیدر قبور حفره‌ای هم دیده شده است .

2. دفن مردگان به پهلویراست : این نوع تدفین که خیلی کم در فلات مرکزی ایران رایج بوده است، بیشتر درتپه حصار III مشاهده شده است . در این نوع تدفینحالت دستها معیار خاصی ندارند، گاهی بروی شکم، نزدیک زانوها و گاهی به سمت کوزه‌هاو ظرف‌های دفن شده همراه گور دیده شده است . هنوز اطلاعات دقیقی از علت تمایز ایندو نوع تدفین که نوع دوم بیشتر در حصار و در جاهای دیگر کمتر دیده شده، منتشر نشدهاست .

3. دفن مردگان به حالتطاقباز : در این نوع تدفین که به ندرت و حتی کمتر از نوع دوم در فلات مرکزی مشاهدهشده، تقریباً بر سه نوع است : طاقباز با پاهای جمع شده به حالت چمباتمه، طاقباز باپاهای به حالت نشسته و طاقباز با پاهای روی هم انداخته شده، تنها چند نمونهٔ انگشتشمار از این نوع تدفین گزارش شده که ان هم در تپه حصار دامغان می‌باشد . ما دراینجا به بعضی از خصوصیات اولین قبر اشاره می کنیم . در اولین نمونه مرده به پشت یا طاقباز دفن شده است، دستها روی سینه و پاهاروی هم افتاده است که متعلق به یک مرد بالغ است . در بعضی از این موارد یافت شدههم یکی از دستها

 

" فرهنگ تدفین در مللو ادیان مختلف "

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کردهاست. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی واسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند کهفرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
دراین میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. بهاین جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجادفن کنند.

 

در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینیدفن می‌کردند

 

پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شدهاست، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصرپیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.

تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه بهخواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیزنشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند.احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.

مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سالپیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که باتخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.

در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند.چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادیمی‌طلبید.

در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانهدرآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها راغول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.

در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و اینتابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌هامانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.

در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از اینرو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنانجداگانه دفن شده است.

در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا دردل کوه قرار می‌دادند

 

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند.در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگارمانده است.
داریوش کبیر، اردشیر،داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌یاو روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود راکه در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیاناعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. اینواقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عیدمسیحی‌ست.

 

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خواردر پرواز بودند

 

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روحکه از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند.به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.

زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند ومرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاریو حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مردهباقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌داناست.

استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیانیاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردندمرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تربود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد وبرای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.

اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردندروح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست کهحوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.

در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوستمردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایلسرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.

پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید،از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌یآنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.

تدفین در آب

 

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را بهرود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند.در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانندو سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

 

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

 

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار وپانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراهاشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

 

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است،پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندانجسم او آزاد می‌شود.

 

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگیرا در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

 

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

 

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخورداراست. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که ازجنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و بااین فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندنمرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

 

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند ودر قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس ازفراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتادو به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌هامنسوخ شد.

 

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس ازمحاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهیدروح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

 

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیمبگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب،آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

 

تدفین در زمانه‌ی ما

 

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیتمی‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازهاختصاص دارد.

 

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاهخورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را دریک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدامی‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

 

در اسلام و یهودیت، نبشقبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در اینمفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، سادهاست و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. درمراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی ازمردگان باقی نمی‌گذارند. span>اما در فرهنگ ایرانی واسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظرمعماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری درغرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفینمخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندنجنازه موافقت کند. span>سوزاندن جنازه و دفنخاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سیسال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌یآنان را بسوزانند.span>در ایتالیا و در هلند،مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانندایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار،بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

درآلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال۲۰۰۳ این قانون را برداشتندو اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را درکفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

 

 

در پايان اين بخش بايد عرضكنم: با توجه به اهميت اين بخش ، از اين پس در نظر داريم تا ، مبحث آيين تدفين(آموزش مقدماتی) را بصورت همگانی در وبلاگ آغاز نماییم و با استفاده از تصاویرموارد کشف شده، ذهن دوستان و علاقمندان را برای شرکت در کلاسهای پیشرفته و ...آماده تر سازیم.
لذا بدينوسيله از تمامي دانش پژوهان، کاوشگران، علاقمندان و همچنين اساتید اهلفن، دعوت ميشود تا هرگونه نظریه و یا مطلبي خاص در اين مقوله دارند، با ذكر دلايلو ارائه عکس و مستندات خود در بخش نظرات، ما را در این راه هر چه بیشتر یارینمایند.

 


برچسب ها : ,

نوشته شده در: چهارشنبه 23 اسفند 1391 ساعت: 16:20 توسط فرید باقری |

اخرین مطالب ارسالی

مطالب پربازدید

مطالب تصادفی

صفحات وبلاگ

[sc:Block_Title]

[sc:Block_Description]

عضویت سریع

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *

آمار کاربران

تعداد اعضای آنلاین : 0
اعضای جدید امروز : 1
اعضای جدید دیروز : 1
تعداد کل اعضا : 75
اعضای آنلاین:

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب با خبر شوید. ( برای عضویت ایمیل خود را وارد نمایید )

جعبه پیام




امکانات

پشتیبانی